اهمیت سوژه و ابژه
به نظر من نفسانیت ترجمه درستی از سوبژکتیوتیسم است. وقتی بدانیم سوژه همه چیز را مال خود می کند آیااین نفسانیت و خودبنیادی نیست؟ البته این ترجمه سوء تفاهم برانگیز است پس ترجمه غلطی است! ما در حلقه غرب شناسی فهمیدیم که سوژه لزوما یک فردفاسدالاخلاق نیست بلکه می تواند یک پژوهش گر باشد. آگر مردم بشنوند که ما یک پژوهش گر را دارای عمل نفسانی بدانیم چه برداشتی می کنند؟ جز اینکه معمولا تصور می کنند در زندگی او فساد اخلاقی پیدا کرده ایم و قصد افشای آن را داریم؟!
غرب تمدنی نفسانی است اما نفسانی به معنی آنکه بنیاد آن سوژه و ابژه است نه اینکه مراکز فساد اخلاقی تصمیم گیر آن باشند. سوژه و ابژه به قول داوری اردکانی ناموس غرب مدرن است.
به خاطر اهمیت فهم این مقوله همه را دعوت به مطالعه در این موضوع می کنم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 8:51 توسط رضاکریمی
|
ما عده ای کتابخوان هستیم که در کتابخانه دور هم جمع می شویم و با محوریت یک کتاب کتابخوانی می کنیم